دو مبارز فلسطینی در ورودی شمالغربی الخلیل، دکترین امنیت هوشمند صهیونیستها را در آستانه انتخابات کنست به چالش کشیدند. صبح جمعه بیستوسوم اکتبر، جغرافیای الخلیل بار دیگر اثبات کرد که برجهای دیدهبانی، شبکههای چندلایه دوربینهای نظارتی هوشمند و زیرساختهای متراکم اصطلاحاً نفوذناپذیر در برابر اراده مقاومت، حکایت باز شیشه و سنگ است. در ورودی شمالغربی شهر و در نقطهای موسوم به ایست و بازرسی «فرش الهوی»؛ جایی که ارتش رژیم صهیونیستی طی ماههای اخیر آن را با فناوریهای نوین پردازش تصویر، برجهای بتنی و دو لایه دروازه آهنی تجهیز کرده بود، یک درگیری مسلحانه ۲۰ دقیقهای، تمام دکترین ادعایی کنترل هوشمند را ویران کرد.
فرش قرمز مقاومت برای گردان «آری»
ماجرا از پیاده شدن دو جوان مبارز فلسطینی در مجاورت جاده فرعی ۳۵ آغاز شد؛ جایی که نیرویی از گردان نوپای «آری» وابسته به فرماندهی جبهه داخلی ارتش صهیونیستی مستقر بود. برخلاف تصور دستگاههای امنیتی که حضور فیزیکی متراکم و برجهای مراقبت را مانعی نفوذناپذیر میدانستند، این دو رزمنده با طراحی کمین و آتش گشودن روی نیروهای نظامی، ارتش اشغالگر را وارد معرکه کاملاً غافلگیرانه کردند. بر اساس گزارشهای رسانههای عبری و دادههای میدانی، در این رویارویی مستقیم، دستکم پنج سرباز اسرائیلی مجروح شدند که دو تن از آنها با وجود تلاشهای امدادی، به درک واصل شدند. شدت آتش به حدی بود که تیمهای امدادی برای تخلیه مجروحان مجبور به استفاده از خودروهای زرهی سنگین شدند؛ فرایندی دشوار و طولانی که ناکارآمدی و سردرگمی تاکتیکی گردان تازه تأسیس صهیونیستها را در نخستین مأموریت عملیاتیاش کاملاً عریان کرد.
شکست الگوی خفقان امنیتی
از منظر ساختار امنیتی، ارزش واقعی عملیات «فرش الهوی» دقیقاً در نقطهای آشکار میشود که پروژه سوبژکتیوسازی بازرسی شکست میخورد. ایست و بازرسی فرش الهوی پس از تحولات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و مسدود شدن سایر معابر، از یک گلوگاه فرعی به شریان اصلی تردد فلسطینیان میان الخلیل و شهرکهای غربی بدل شد. رژیم صهیونیستی با اتکا به دوربینهای هوش مصنوعی و انتقال ۲۰۰ متری گیتها به عمق بافت شهری سعی داشت الگویی از خفقان هوشمند را پیاده کند؛ الگویی که در آن هر تحرکی پیش از وقوع خنثی شود؛ اما کمین ۲۰ دقیقهای دو مبارز فلسطینی نشان داد تقاطع جاده ۳۵ و جاده ۶۰ یعنی قلب هندسه استعماری و مظهر اتصالات شهرکنشینی نه یک نقطه کور؛ بلکه پاشنه آشیل سیستم نظارتی است.
ابعاد اجتماعی و روانشناختی این رویداد نیز برای جامعه صهیونیستی به همان اندازه سهمگین است. تکرار سناریو نفوذ به محکمترین نقاط نظامی، افسانه «ارتش شکستناپذیر» و امنیت تضمینشده شهرکنشینان در کرانه باختری را بار دیگر در هم شکست. شهر الخلیل با میراث تاریخی پربار خود در مبارزه نشان داد که حتی با شدیدترین فشارهای معیشتی، مسدودسازی مسیرها و جداسازی جغرافیایی، شریانهای اراده عمومی آن قطع شدنی نیست و هر نقطهای از این انباشت امنیتی میتواند به آتشفشانی ناگهانی مبدل شود.
کابوس دستگاه امنیتی اسرائیل
همزمانی این شکست میدانی و انتخابات کنست، بحران سیاسی عمیقی را برای کابینه نتانیاهو رقم زده است. در حالی که اپوزیسیون صهیونیستی و چهرههای افراطی نظیر بنگویر، این حادثه را نشانهای از زوال بازدارندگی و کارآمدی مانورهای نظامی تلآویو میدانند، دستگاههای تبلیغاتی حاکمیت با طرح ادعاهایی مبنی بر کشف مهمات انبار شده در خودرو و خنثیسازی فاجعهای بزرگتر، در تلاشاند تا از بار روانی این ضربه بکاهند. با این حال، همه میدانند این دست روایتسازیها به عنوان توجیهی پس از وقوع حادثه، نه میتواند خلأ اطلاعاتی آژانس امنیت اسرائیل یا همان شینبت را بپوشاند و نه واقعیت کشته و زخمی شدن سربازان را کتمان کند.
سانسور نظامی شدید و سانسور اخباری که نهادهای امنیتی صهیونیستی بلافاصله پس از حادثه اعمال کردند، خود گواهی بر ابعاد شکاف آشکارشده در تشکیلات امنیتی بود. در حالی که اشغالگران با اعمال محاصره کامل بر الخلیل، به دنبال تنبیه دستهجمعی ساکنان هستند، تحولات میدانی گواهی میدهند مدلهای جدید مقاومت، فارغ از میزان سرکوب یا نابودی ساختارهای سنتی در جنین و نابلس بازتولید میشوند.
عملیات «فرش الهوی» بازخوانی دوباره واقعیت مستمر فلسطین است: جغرافیا و معماری استعماری هرچقدر هم که به لایههای مدرن نظارتی و هوش مصنوعی مجهز باشد، در برابر اراده فدائیانی که خطوط درگیری را آنها تعیین میکنند، قابل شکست هستند. الخلیل بار دیگر نشان داد محاصره شهری و گسست جغرافیایی قادر به قطع پیوند تاریخی مقاومت نیست و تصویر مبارز شهادتطلب همچنان کابوس اصلی دستگاه امنیتی تلآویو باقی خواهد ماند.





نظر شما